نقد و بررسی کوتاه فیلم درخشش ابدی ذهن پاک ( Eternal Sunshine of the Spotless Mind ) – سال 2004

درخشش ابدی ذهن پاک

درخشش ابدی ذهن پاک یا آفتاب ابدی ذهن بی‌آلایش فیلمی آمریکایی محصول سال ۲۰۰۴ میلادی در ژانر رمانتیک ، علمی-تخیلی می‌باشد.

فیلمنامهٔ درخشش ابدی یک ذهن پاک  را چارلی کافمن نوشته و میشل گوندری آن را کارگردانی کرده‌است. فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک، فیلمنامه محکم و پیچیده‌ای دارد و با توجه به زمینه‌هایی که داستان در اختیار نویسنده قرار داده‌است به‌طور پی در پی سطوح کشمکش خود را تغییر می‌دهد و روایت فیلم دائماً از ذهن شخصیت اصلی به جهان بیرون جابه‌جا می‌شود.

 

نقد کوتاه

 

درخشش ابدی ذهن پاک

 

فیلم به نقطه عطف بسیاری از عشق هایی که هنوز بین دو جنس وجود دارند ولی به دلایل پوچی باعث برهم خوردن آن میشود اشاره میکند و در محتوای فیلم تلاش شده است نشان دهد عشق واقعی از بین بردنی نیست و دوباره از نو متولد خواهد شد. شاید زوجی به دلایلی نامعقول از هم جدا شوند [ دقیقا مانند آنچه در داستان فیلم رقم میخورد ] اما طبیعت وجودی آنها دوباره باعث گره خوردن سرنوشت آن دو با هم میشود.

در واقع کارگردان سعی دارد بفهماند که ممکن است دو شخص برای هم ساخته شده باشند ولی با تصمیم های احمقانه باعث فروپاشی این علاقه واقعی و دست طبیعت میشوند ولی از آنجا که قدرت طبیعت ( میتوان گفت خود ما هم جزوی از طبیعتیم اما قدرت اختیار ما ، مانعی در برابر همگامی با دیگر عناصر طبیعت میشود ) فراتر از تصمیم های ماست بر آن غلبه کرده و دوباره همان رخدادهای پیشین اتفاق می افتند.

نکته دیگر فیلم مربوط به فرآیندهای مغز انسان از قبیل یادگیری ، به یاد داشتن ، و یادآوری است. در واقع تمرکز فیلم بر روی بخش دوم حافظه ما ، یعنی به یاد داشتن است و میخواهد با از بین بردن خاطره ها نشان دهد که ممکن است سلول های ما (سلول های مغز که مسئول ذخیره اطلاعات هستند) عشق را به فراموشی بسپارند اما سلولهای ما (سلولهای عصبی ما و دیگر سلولهای بدن ما به نوعی قبل از خاطره به یادداشتن دارای غریزه هستند ، و این از طبیعت ما نشات میگیرد) دوباره بر اساس طبیعتشان همان عکس العملهای پیشین را نسبت به جنسی که دارای حس به وی هستند نشان خواهند داد.

 

درخشش ابدی ذهن پاک

اگر از نگاه دیگر بخواهیم به فیلم بنگریم احتمالا کارگردان به این خاطر فیلم را ساخته که بگوید زندگی آن چیز نیست که ما می سازیم بلکه آنچیز است که برای ما مقدر شده و ما فقط آن را به یاد می آوریم که از نظر من اصلا منطقی نیست برای مثال اگر بازیگرانی که در این فیلم به نقش پردازی پرداخته اند اگر نسبت به ایفای نقش در این فیلم مخالفت میکردند شاید اتفاقات دیگری برای این فیلم رقم میخورد (شاید جایزه اسکار نمیگرفت).

نکته دیگر در مورد این فیلم ، فیلم به گونه ای ساخته شده که محتوای خطی ندارد و از تکه های متقارن داستانی که در ابتدا و انتهای داستان پخش شده است تشکیل شده است به عبارت دیگر در ابتدا ممکن است گیج شوید که چه در حال انجام شدن است ولی در انتها همه ی تکه های این جورچین به هم میپیوندند و تصویر کاملی به شما میدهند.

تمام این تواصیف در سکانس پایانی فیلم که کلمنت به آپارتمان جوئل می آید تا با او صحبت کند و همسایه جوئل از کلمنت احوال پرسی میکند کاملا آشکار است زیرا در این هنگام تصویر کمی تار شده و هاله ای اطراف سر کلمنت ایجاد میشود این بدین معناست که کلمنت احساس آشناپنداری میکند حتی وقتی به اتاق جوئل میرسد و جوئل به او میگوید باشه برو خداحافظ  بعد در راهروی آپارتمان جوئل میدود و کلمنت را صدا میکند و میگوید کمی صبر کن حتی بدون منظور هم شده کمی بایست در واقع این صحنه میخواهد پشیمانی هر دوی آنها از کرده شان را به پرده بکشد و دوباره به همان نکته مهم یعنی دژاوو و آشناپنداری اشاره کند.

داستان فیلم

 

درخشش ابدی ذهن پاک

 

داستان فیلم از این قرار است که : جوئل که آدمی خجالتی و تا حدی ساده است در یک مسافرت ساحلی با دونفر از دوستانش با کلمنتاین که دختری کم فکر و پرانرژی است آشنا می‌شود. چند و چون دوستی این دو نفر را در فیلم ما به غیر از سکانس اول از طریق خاطرات جوئل مرور خواهیم کرد. و خواهیم دید که به دلیل کم فکری های کلمنتاین این دوستی به پایان می‌رسد و کلمنتاین از سر بی فکری دست به یک عمل پاکسازی حافظه از طریق شرکت لاکونا که مری در آنجا منشی است می‌زند. بعد از پاکسازی زمانی که جوئل او را می‌بیند و با مشورت دوستانش متوجه می شود که کلمنتاین او را از حافظه و خاطرات خود پاک کرده، او هم تصمیم می‌گیرد تا کلمنتاین را از خاطرات خود پاک کند. اما در میانه‌ی راه پاکسازی و در حالت یادآوری خاطرات متوجه می‌شود که مایل به این کار نیست. و در حین باز بینی خاطرات با اعمال و کارهای جالبی البته با کمک و پیشنهادات جالب کلمنتاینی که در ذهن جوئل است، سعی در منحرف کردن مسیر پاکسازی می‌کند. که در نهایت موفق به این کار نمی‌شود. اما فیلم به این جا ختم نمی شود و جوئل طبق حس دژاوو و صد البته شخصیتش باز هم با کلمنتاین بر خورد می‌کند و باز هم همان مسیر عشق پیشین را طی میکند. البته چنین اتفاقی برای همه می افتد برای مری، برای افرادی که به شرکت لاکونا مراجعه می کنندو برای جوئل و کلمنتاین هردو.

 

جوایز

دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اصلی/غیراقتباسی در سال ۲۰۰۵ میلادی
نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر زن برای کیت وینسلت در سال ۲۰۰۵ میلادی
دریافت جایزه آکادمی فیلم بریتانیا به خاطر بهترین تدوین
دریافت جایزه آکادمی فیلم بریتانیا به خاطر بهترین فیلمنامه اصلی/غیراقتباسی (چارلی کافمن)
نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم کمدی/موزیکال
نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم کمدی/موزیکال (جیم کری)
نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن فیلم کمدی/موزیکال (کیت وینسلت)
نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین فیلمنامه (چارلی کافمن)

 

جالب است بدانید که

 

درخشش ابدی ذهن پاک

 

رنگ موهای مختلف کیت وینسلت رنگ نشده بود ؛ او در طول فیلمبرداری از کلاه گیس استفاده می‌کرد؛ و از آنجایی که فیلم به صورت متوالی فیلمبرداری نشده ‌است، گاهی اوقات کیت مجبور می‌شد در یک روز از فیلمبرداری از رنگ‌های مختلفی برای موهای خود استفاده کند؛ بنابراین رنگ آمیزی هر روزه موها عملی نبود و رنگ مورد علاقه او برای موهایش، قرمز بود. همچنین در فیلم با استفاده از رنگ موی کلمنتاین، می‌توانیم ببینیم که او در چه مرحله از زندگی خود قرار دارد؛ بنابراین رنگ سبز برای اولین ملاقات، رنگ قرمز برای صحنه‌های فانتزی، رنگ نارنجی برای رابطه کامل و رنگ آبی برای آشنایی مجدد پس از پاکسازی حافظه به کار گرفته شده‌است.

 

نام فیلم از شعر الویسا به آبلارد از الکساندر پوپ است: یک راهبه معصوم چقدر خوش‌حال است! | جهان توسط جهان فراموش شده، فراموش می‌شود. | درخشش ابدی یک ذهن پاک! | هر راهب پذیرفته می‌شود و هر آرزویی برآورده!

 

عنوان ایتالیایی فیلم “Se mi lasci ti cancello” است که ترجمه آن “اگر مرا رها کنی، من شما را پاک خواهم کرد” می‌باشد؛ و نیز عنوان اسپانیایی این فیلم “¡Olvídate de mí!” بود که ترجمه آن “مرا فراموش کنید!” می‌باشد.

همه تصویربرداری‌های داخل قطار در یک قطار متحرک واقعی فیلمبرداری شد. همچنین در طول صحنه فیلمبرداری در قطار، کیت وینسلت، با مشت به جیم کری ضربه می‌زند، که این یک حرکت غیرارادی از طرف کیت بود که نه زمان‌بندی شده بود و نه برنامه‌ریزی؛ و جیم کری از این حرکت بسیار تعجب کرد.

ویدئو تریلر درخششِ ابدیِ ذهنِ پاک را مشاهده کنید

 

 

پشتیبانی 1
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − 7 =